عکس‌های سکسی از کون کردن

ن کیا هستم این خاطره مال وقتیه که 16 سالم بود و به دایی 29 ساله ام کون دادم. یه روز پشت خون با دوستم نشسته بودیم و در حال بازی با دودولای همدیگه بودیم که داییم سر مچمونو گرفت و کلی باهامون دعوا کرد و ما رو نصیحت کرد که اینکارا زشته و خلاصه دیگه من از دایی خفن می ترسیدم، البته بعدها فهمیدم ایشون اینکاره تشریف دارن . فردای اونروز که داییم رفت حمام به من گفت که برم و کمرشو واسش بشورم،من ساده هم رفتم تو حموم و بعد از اینکه کمر داییو کیسه کشیدم دایی رفت زیر دوش و وقتی روش و سمت من کرد من کیرشو از زیر شورتش دیدم و نزدیک بود قبض روح بشم آخه هم خیلی بزرگ بود و هم خیلی سیاه!!!بعد دایی دید که من مسحور کیرش شدم به من گفت می خوای به کیرم دست بزنی؟منم با خجالت گفتم بله. شورتشو از پاش کند و کیرشو داد دستم منم باهاش بازی می کردم تا کم کم کیرش داشت بلند میشد به من گفت ساک بزن منم برای اولین بار کیر به اون بزرگیو گذاشتم تو دهنم و خیلی لذت بردم بعدش که کیرش کاملا بلند شد به من گفت پشتتو کن به من و پاتو باز کن دستمو گرفتم به سکوی حمام تا نیفتم بعد آروم آروم کیرشو گذاشت تو کونم دردش وحشتناک بود و شروع کرد به تلمبه زدن در حدود 7 یا 8 دقیقه طول کشید تا آبش اومد و همشو تو کونم ریخت. بعد از اون بود که هر ماه دو سه بار که میاد خونمون منو می کنه

عکس‌های سکسی از کون کردن (3)

عکس‌های سکسی از کون کردن (2)
ن کیا هستم این خاطره مال وقتیه که 16 سالم بود و به دایی 29 ساله ام کون دادم. یه روز پشت خون با دوستم نشسته بودیم و در حال بازی با دودولای همدیگه بودیم که داییم سر مچمونو گرفت و کلی باهامون دعوا کرد و ما رو نصیحت کرد که اینکارا زشته و خلاصه دیگه من از دایی خفن می ترسیدم، البته بعدها فهمیدم ایشون اینکاره تشریف دارن . فردای اونروز که داییم رفت حمام به من گفت که برم و کمرشو واسش بشورم،من ساده هم رفتم تو حموم و بعد از اینکه کمر داییو کیسه کشیدم دایی رفت زیر دوش و وقتی روش و سمت من کرد من کیرشو از زیر شورتش دیدم و نزدیک بود قبض روح بشم آخه هم خیلی بزرگ بود و هم خیلی سیاه!!!بعد دایی دید که من مسحور کیرش شدم به من گفت می خوای به کیرم دست بزنی؟منم با خجالت گفتم بله. شورتشو از پاش کند و کیرشو داد دستم منم باهاش بازی می کردم تا کم کم کیرش داشت بلند میشد به من گفت ساک بزن منم برای اولین بار کیر به اون بزرگیو گذاشتم تو دهنم و خیلی لذت بردم بعدش که کیرش کاملا بلند شد به من گفت پشتتو کن به من و پاتو باز کن دستمو گرفتم به سکوی حمام تا نیفتم بعد آروم آروم کیرشو گذاشت تو کونم دردش وحشتناک بود و شروع کرد به تلمبه زدن در حدود 7 یا 8 دقیقه طول کشید تا آبش اومد و همشو تو کونم ریخت. بعد از اون بود که هر ماه دو سه بار که میاد خونمون منو می کنه

عکس‌های سکسی از کون کردن (5)

عکس‌های سکسی از کون کردن (4)
ن کیا هستم این خاطره مال وقتیه که 16 سالم بود و به دایی 29 ساله ام کون دادم. یه روز پشت خون با دوستم نشسته بودیم و در حال بازی با دودولای همدیگه بودیم که داییم سر مچمونو گرفت و کلی باهامون دعوا کرد و ما رو نصیحت کرد که اینکارا زشته و خلاصه دیگه من از دایی خفن می ترسیدم، البته بعدها فهمیدم ایشون اینکاره تشریف دارن . فردای اونروز که داییم رفت حمام به من گفت که برم و کمرشو واسش بشورم،من ساده هم رفتم تو حموم و بعد از اینکه کمر داییو کیسه کشیدم دایی رفت زیر دوش و وقتی روش و سمت من کرد من کیرشو از زیر شورتش دیدم و نزدیک بود قبض روح بشم آخه هم خیلی بزرگ بود و هم خیلی سیاه!!!بعد دایی دید که من مسحور کیرش شدم به من گفت می خوای به کیرم دست بزنی؟منم با خجالت گفتم بله. شورتشو از پاش کند و کیرشو داد دستم منم باهاش بازی می کردم تا کم کم کیرش داشت بلند میشد به من گفت ساک بزن منم برای اولین بار کیر به اون بزرگیو گذاشتم تو دهنم و خیلی لذت بردم بعدش که کیرش کاملا بلند شد به من گفت پشتتو کن به من و پاتو باز کن دستمو گرفتم به سکوی حمام تا نیفتم بعد آروم آروم کیرشو گذاشت تو کونم دردش وحشتناک بود و شروع کرد به تلمبه زدن در حدود 7 یا 8 دقیقه طول کشید تا آبش اومد و همشو تو کونم ریخت. بعد از اون بود که هر ماه دو سه بار که میاد خونمون منو می کنه

عکس‌های سکسی از کون کردن (1) عکس‌های سکسی از کون کردن (6)عکس‌های سکسی از کون کردن

عکس‌های سکسی کارتونی

سلام دوستان اسم من پروا، ١٨سالمه ميخوام خاطره سكسي مو براتون تعريف كنم يه دوست پسر داشتم كه اسمش دانيال بود خيلي دوست داشتيم همديگرو يه شب رفتم خونشون خوانواده ام رفته بودن مسافرت دانيال هم مجردي زندگي ميكرد رفتم رومبل خونشون دراز كشيدم داني(دانيال) زنگ زد پيتزا بيارن بعدازاينكه شام خورديم داني هي بحثو عوض ميكردماهواره رو شبكه هاي سكسي گذاست آروم اومدبغلم كردگفت پروا خودت كه ميدوني دوست دارم خانواده ام توروپسنديدن يك لب ازم گرفت هميشه بهم ميگفت اندامت سكسيه ميگفت خوش به حال خودم كه ميخوام شوهرت بشم لباسمو ازتنم دراورد سوتينمو باز كرد اينقدر سينه هامو خورد و ماليد كه نفسم به شماره افتادگفت تونميخواي نوازشم كني منم لباساشو در اوردم تمام تنشو بوسيدم شلوارمو دراورد شورتمو كشيدپايين پاهامو بازكرد كسمو ميليسيد چوچولمو ميماليد اونقدر مالوند آبم اومد تمام آبمو خورد بعد كيرشو روكسم ميچرخوند گفت ميخوام موقع ازدواج پردتوبزنم گفت از كونم نميكنمت چون دوست ندارم هيكل سكسي خانمم خراب بشه كيرشوگذاشت لاي سينم و تلمبه ميزد تا آبش اومد آبشوخوردم خيلي دوست داشتم بعدباهم رفتيم حمام اونجام هي مالونديم همديگرو ديگه اومديم بيرون تاصبح توبغل هم خوابيديم اينو بگم كه خانوادم ميدونستن منو داني باهميم

عکس‌های سکسی کارتونی  (3)

عکس‌های سکسی کارتونی  (2)
سلام دوستان اسم من پروا، ١٨سالمه ميخوام خاطره سكسي مو براتون تعريف كنم يه دوست پسر داشتم كه اسمش دانيال بود خيلي دوست داشتيم همديگرو يه شب رفتم خونشون خوانواده ام رفته بودن مسافرت دانيال هم مجردي زندگي ميكرد رفتم رومبل خونشون دراز كشيدم داني(دانيال) زنگ زد پيتزا بيارن بعدازاينكه شام خورديم داني هي بحثو عوض ميكردماهواره رو شبكه هاي سكسي گذاست آروم اومدبغلم كردگفت پروا خودت كه ميدوني دوست دارم خانواده ام توروپسنديدن يك لب ازم گرفت هميشه بهم ميگفت اندامت سكسيه ميگفت خوش به حال خودم كه ميخوام شوهرت بشم لباسمو ازتنم دراورد سوتينمو باز كرد اينقدر سينه هامو خورد و ماليد كه نفسم به شماره افتادگفت تونميخواي نوازشم كني منم لباساشو در اوردم تمام تنشو بوسيدم شلوارمو دراورد شورتمو كشيدپايين پاهامو بازكرد كسمو ميليسيد چوچولمو ميماليد اونقدر مالوند آبم اومد تمام آبمو خورد بعد كيرشو روكسم ميچرخوند گفت ميخوام موقع ازدواج پردتوبزنم گفت از كونم نميكنمت چون دوست ندارم هيكل سكسي خانمم خراب بشه كيرشوگذاشت لاي سينم و تلمبه ميزد تا آبش اومد آبشوخوردم خيلي دوست داشتم بعدباهم رفتيم حمام اونجام هي مالونديم همديگرو ديگه اومديم بيرون تاصبح توبغل هم خوابيديم اينو بگم كه خانوادم ميدونستن منو داني باهميم

عکس‌های سکسی کارتونی  (5)

عکس‌های سکسی کارتونی  (1)
سلام دوستان اسم من پروا، ١٨سالمه ميخوام خاطره سكسي مو براتون تعريف كنم يه دوست پسر داشتم كه اسمش دانيال بود خيلي دوست داشتيم همديگرو يه شب رفتم خونشون خوانواده ام رفته بودن مسافرت دانيال هم مجردي زندگي ميكرد رفتم رومبل خونشون دراز كشيدم داني(دانيال) زنگ زد پيتزا بيارن بعدازاينكه شام خورديم داني هي بحثو عوض ميكردماهواره رو شبكه هاي سكسي گذاست آروم اومدبغلم كردگفت پروا خودت كه ميدوني دوست دارم خانواده ام توروپسنديدن يك لب ازم گرفت هميشه بهم ميگفت اندامت سكسيه ميگفت خوش به حال خودم كه ميخوام شوهرت بشم لباسمو ازتنم دراورد سوتينمو باز كرد اينقدر سينه هامو خورد و ماليد كه نفسم به شماره افتادگفت تونميخواي نوازشم كني منم لباساشو در اوردم تمام تنشو بوسيدم شلوارمو دراورد شورتمو كشيدپايين پاهامو بازكرد كسمو ميليسيد چوچولمو ميماليد اونقدر مالوند آبم اومد تمام آبمو خورد بعد كيرشو روكسم ميچرخوند گفت ميخوام موقع ازدواج پردتوبزنم گفت از كونم نميكنمت چون دوست ندارم هيكل سكسي خانمم خراب بشه كيرشوگذاشت لاي سينم و تلمبه ميزد تا آبش اومد آبشوخوردم خيلي دوست داشتم بعدباهم رفتيم حمام اونجام هي مالونديم همديگرو ديگه اومديم بيرون تاصبح توبغل هم خوابيديم اينو بگم كه خانوادم ميدونستن منو داني باهميم

عکس‌های سکسی کارتونی  (4)

زن‌های سکسی فیلم سکسی

سلام اسم من امید هست 21سالمه یک پسر عمو دارم که 16سالشه یک روز تابستان باموتور تو خیابان میگشتم که پسرعموم رادیدم راستی اسم پسرعموم فرزاد هست با خودم گفتم امروز برم رودخانه برای شنا به فرزاد گفتم میای اون هم با کمال خوشحالی گفت اره خلاصه ظهر ساعت 12بود راه افتادیم 15کیلومتر از شهر دور شدیم رسیدیم به رود لباسمون دراوردیم شروع به ابتنی میکردیم از شانس کیر من هیچ کس اونجا نبود فرزاد پسر خوشگل سفید هست خلاصه کیرم شق شده بود دلمو زدم به دریا رفتم پشتش کیرمو مالوندم بهش خوشش امد کیرم گرفت با دستش بعدش بالا پایین تکان داد حشری شده بودیم شرتشو کشیدم پایین رفتیم بیرون اب خوابندمش کیرمو گذاشتم درد ش امد کمی کشیدم بیرون تف زدم به کیرم فرو کردم تو کونش خوشش امد گفت همش بزار تو کونم منم نامردی نکردم با فشار کردمش تا 5دقیقه داشت ابم میامد ریختمش تو کونش دوپاره رفتیم داخل اب همین کار رو انجام دادیم هر وقت فرصت میشد سکس می کردیم

زن‌های سکسی فیلم سکسی (3)

زن‌های سکسی فیلم سکسی (2)
سلام اسم من امید هست 21سالمه یک پسر عمو دارم که 16سالشه یک روز تابستان باموتور تو خیابان میگشتم که پسرعموم رادیدم راستی اسم پسرعموم فرزاد هست با خودم گفتم امروز برم رودخانه برای شنا به فرزاد گفتم میای اون هم با کمال خوشحالی گفت اره خلاصه ظهر ساعت 12بود راه افتادیم 15کیلومتر از شهر دور شدیم رسیدیم به رود لباسمون دراوردیم شروع به ابتنی میکردیم از شانس کیر من هیچ کس اونجا نبود فرزاد پسر خوشگل سفید هست خلاصه کیرم شق شده بود دلمو زدم به دریا رفتم پشتش کیرمو مالوندم بهش خوشش امد کیرم گرفت با دستش بعدش بالا پایین تکان داد حشری شده بودیم شرتشو کشیدم پایین رفتیم بیرون اب خوابندمش کیرمو گذاشتم درد ش امد کمی کشیدم بیرون تف زدم به کیرم فرو کردم تو کونش خوشش امد گفت همش بزار تو کونم منم نامردی نکردم با فشار کردمش تا 5دقیقه داشت ابم میامد ریختمش تو کونش دوپاره رفتیم داخل اب همین کار رو انجام دادیم هر وقت فرصت میشد سکس می کردیم

زن‌های سکسی فیلم سکسی (4)

زن‌های سکسی فیلم سکسی (5)
سلام اسم من امید هست 21سالمه یک پسر عمو دارم که 16سالشه یک روز تابستان باموتور تو خیابان میگشتم که پسرعموم رادیدم راستی اسم پسرعموم فرزاد هست با خودم گفتم امروز برم رودخانه برای شنا به فرزاد گفتم میای اون هم با کمال خوشحالی گفت اره خلاصه ظهر ساعت 12بود راه افتادیم 15کیلومتر از شهر دور شدیم رسیدیم به رود لباسمون دراوردیم شروع به ابتنی میکردیم از شانس کیر من هیچ کس اونجا نبود فرزاد پسر خوشگل سفید هست خلاصه کیرم شق شده بود دلمو زدم به دریا رفتم پشتش کیرمو مالوندم بهش خوشش امد کیرم گرفت با دستش بعدش بالا پایین تکان داد حشری شده بودیم شرتشو کشیدم پایین رفتیم بیرون اب خوابندمش کیرمو گذاشتم درد ش امد کمی کشیدم بیرون تف زدم به کیرم فرو کردم تو کونش خوشش امد گفت همش بزار تو کونم منم نامردی نکردم با فشار کردمش تا 5دقیقه داشت ابم میامد ریختمش تو کونش دوپاره رفتیم داخل اب همین کار رو انجام دادیم هر وقت فرصت میشد سکس می کردیم

زن‌های سکسی فیلم سکسی (1) زن‌های سکسی فیلم سکسی (6)

عکس دختران حشری

سوم راهنمایی بودم . ما توی یه خونه کوچیک تو جنوب شهر مستاجر یه پیرزن مهربون و باحال بودیم که سه تا پسر بزرگ داشت که همشون ازدواج کرده بودند و رفته بودند و افسر خانوم تنها زندگی میکرد . بعد ها فهمیدیم که افسر خانوم یه دخترم داشته که به دلایل خاصی گذاشته بود و رفته بود و کسی هم خبر ازش نداشت . یه روز که خسته از مدرسه برمیگشتم خونه سرکوچه یه دختر تقریبا” 20 ساله رو دیدم که داشت دنبال یه آدرسی میگشت . وقتی بهش رسیدم ازم آدرس افسر خانوم رو پرسید و من هم گفتم که صاحبخونه ماست . کلی خوشحال شد و من راهنمایش کردم . یه چند روزی هی میومد و یه چند ساعتی با افسر خانوم بود و می رفت . بعد ها فهمیدم که او دختره که اسمش مریم بود نوه افسر خانومه . کم کم دیدار من و مریم زیاد شد . اون خیلی راحت بود ولی من خیلی خجالتی . به هر حال اونقدر ما همدیگر و می دیدم که من هم با اون راحت بودم تا اینکه یه روز دستم رو گرفت و محکم فشار داد . من نمی دونستم چکار باید بکنم که یهو لباشو گذاشت رو لبم و یه چند لحظه ای محکم بوشید . من که کلا قاطی کرده بودم . خلاصه کم کم کار به جاهای باریک کشید . برام ساک زد و من هنوز متعجب نگاش میکردم که ازم خواست اونو بکنم . ولی من نه تا اون روز کسی رو کرده بودم و نه می دونستم اصلا چه جوری میشه کس کرد . یه حال عجیبی داشتم تا اینکه آبم اومد . یه حس خوب اما با کمی درد ولی میدونم که خیلی خوشم اومد . خلاصه اون روز گذشت و ازم خواست که در اینباره به کسی چیزی نگم . بعدش اما به درخواست متن بود که با هم باشیم . الان حدود 3 سال میگدره و من دارم برای پدانشگاه آماده میشم . کنکوریم و مریم نوه افسر خانوم هم تو درسام و هم توسکس کمکم می کنه . الان دیگه خیلی چیزها درباره سکس می دونم ولی اولین سکسم ناآگاهانه ولی لذت بخش بود

عکس دختران حشری (2)

عکس دختران حشری (3)
سوم راهنمایی بودم . ما توی یه خونه کوچیک تو جنوب شهر مستاجر یه پیرزن مهربون و باحال بودیم که سه تا پسر بزرگ داشت که همشون ازدواج کرده بودند و رفته بودند و افسر خانوم تنها زندگی میکرد . بعد ها فهمیدیم که افسر خانوم یه دخترم داشته که به دلایل خاصی گذاشته بود و رفته بود و کسی هم خبر ازش نداشت . یه روز که خسته از مدرسه برمیگشتم خونه سرکوچه یه دختر تقریبا” 20 ساله رو دیدم که داشت دنبال یه آدرسی میگشت . وقتی بهش رسیدم ازم آدرس افسر خانوم رو پرسید و من هم گفتم که صاحبخونه ماست . کلی خوشحال شد و من راهنمایش کردم . یه چند روزی هی میومد و یه چند ساعتی با افسر خانوم بود و می رفت . بعد ها فهمیدم که او دختره که اسمش مریم بود نوه افسر خانومه . کم کم دیدار من و مریم زیاد شد . اون خیلی راحت بود ولی من خیلی خجالتی . به هر حال اونقدر ما همدیگر و می دیدم که من هم با اون راحت بودم تا اینکه یه روز دستم رو گرفت و محکم فشار داد . من نمی دونستم چکار باید بکنم که یهو لباشو گذاشت رو لبم و یه چند لحظه ای محکم بوشید . من که کلا قاطی کرده بودم . خلاصه کم کم کار به جاهای باریک کشید . برام ساک زد و من هنوز متعجب نگاش میکردم که ازم خواست اونو بکنم . ولی من نه تا اون روز کسی رو کرده بودم و نه می دونستم اصلا چه جوری میشه کس کرد . یه حال عجیبی داشتم تا اینکه آبم اومد . یه حس خوب اما با کمی درد ولی میدونم که خیلی خوشم اومد . خلاصه اون روز گذشت و ازم خواست که در اینباره به کسی چیزی نگم . بعدش اما به درخواست متن بود که با هم باشیم . الان حدود 3 سال میگدره و من دارم برای پدانشگاه آماده میشم . کنکوریم و مریم نوه افسر خانوم هم تو درسام و هم توسکس کمکم می کنه . الان دیگه خیلی چیزها درباره سکس می دونم ولی اولین سکسم ناآگاهانه ولی لذت بخش بود

عکس دختران حشری (5)

عکس دختران حشری (4)
سوم راهنمایی بودم . ما توی یه خونه کوچیک تو جنوب شهر مستاجر یه پیرزن مهربون و باحال بودیم که سه تا پسر بزرگ داشت که همشون ازدواج کرده بودند و رفته بودند و افسر خانوم تنها زندگی میکرد . بعد ها فهمیدیم که افسر خانوم یه دخترم داشته که به دلایل خاصی گذاشته بود و رفته بود و کسی هم خبر ازش نداشت . یه روز که خسته از مدرسه برمیگشتم خونه سرکوچه یه دختر تقریبا” 20 ساله رو دیدم که داشت دنبال یه آدرسی میگشت . وقتی بهش رسیدم ازم آدرس افسر خانوم رو پرسید و من هم گفتم که صاحبخونه ماست . کلی خوشحال شد و من راهنمایش کردم . یه چند روزی هی میومد و یه چند ساعتی با افسر خانوم بود و می رفت . بعد ها فهمیدم که او دختره که اسمش مریم بود نوه افسر خانومه . کم کم دیدار من و مریم زیاد شد . اون خیلی راحت بود ولی من خیلی خجالتی . به هر حال اونقدر ما همدیگر و می دیدم که من هم با اون راحت بودم تا اینکه یه روز دستم رو گرفت و محکم فشار داد . من نمی دونستم چکار باید بکنم که یهو لباشو گذاشت رو لبم و یه چند لحظه ای محکم بوشید . من که کلا قاطی کرده بودم . خلاصه کم کم کار به جاهای باریک کشید . برام ساک زد و من هنوز متعجب نگاش میکردم که ازم خواست اونو بکنم . ولی من نه تا اون روز کسی رو کرده بودم و نه می دونستم اصلا چه جوری میشه کس کرد . یه حال عجیبی داشتم تا اینکه آبم اومد . یه حس خوب اما با کمی درد ولی میدونم که خیلی خوشم اومد . خلاصه اون روز گذشت و ازم خواست که در اینباره به کسی چیزی نگم . بعدش اما به درخواست متن بود که با هم باشیم . الان حدود 3 سال میگدره و من دارم برای پدانشگاه آماده میشم . کنکوریم و مریم نوه افسر خانوم هم تو درسام و هم توسکس کمکم می کنه . الان دیگه خیلی چیزها درباره سکس می دونم ولی اولین سکسم ناآگاهانه ولی لذت بخش بود

عکس دختران حشری (1) عکس دختران حشری (6)عکس دختران حشری

دختر‌های حشری سکسی

سلام اسمم امیر علی من سال آخر دبیرستان بودم وخیلی آدم خجالتی تا به اون سن كه رسیده بودم نتوسته بودم دوستی برای خودم پیدا كنم ولی این اواخر تو راه مدرسه یه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسیری كه من میرفتم عبور می كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتی هم بود باهم بودند ولی خودش دختر زیبای بود ، جالب اینكه تا به من میرسیدند دوست اون دختره محل نمی گذاشت ولی خودش به من چشمك میزد من اوایل بی تفاوت بودم ولی بعدا” دیدم نمیشه بی تفاوت بود آخه چشمكزدن كار هر روزاش شده بود این اوخر گاهی وقت ها هم میخندید من كهتا اون روز آدم خجالتی بودم داشتم كم كم پر رو میشدم و دنبال موقعیتی بودم تا طرح دوستی بریزم یه روز گویی كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها دیدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوری باشه باید بهش پیشنهاد دوستی بدم خیلی به هیجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم خانم افتخار آشنایی میدید محل نذاشت من شوكه شدم ولی خودمو نباختم دوباره گفتم میتونم باهاتون دوست بشم برگشت وباخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نمیزدید؟ مگه چراغ سبز بهم نشون ندادید اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صدای لرزون ولی با فریاد گفت دیوونه من مریض ام , پلكم خودبخود میپره , حالیته یا بازم بگم!فقط ببخشید سکسی نبود میخواستم سایت ینواخت نشه!

دختر‌های حشری سکسی  (3)

دختر‌های حشری سکسی  (2)
سلام اسمم امیر علی من سال آخر دبیرستان بودم وخیلی آدم خجالتی تا به اون سن كه رسیده بودم نتوسته بودم دوستی برای خودم پیدا كنم ولی این اواخر تو راه مدرسه یه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسیری كه من میرفتم عبور می كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتی هم بود باهم بودند ولی خودش دختر زیبای بود ، جالب اینكه تا به من میرسیدند دوست اون دختره محل نمی گذاشت ولی خودش به من چشمك میزد من اوایل بی تفاوت بودم ولی بعدا” دیدم نمیشه بی تفاوت بود آخه چشمكزدن كار هر روزاش شده بود این اوخر گاهی وقت ها هم میخندید من كهتا اون روز آدم خجالتی بودم داشتم كم كم پر رو میشدم و دنبال موقعیتی بودم تا طرح دوستی بریزم یه روز گویی كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها دیدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوری باشه باید بهش پیشنهاد دوستی بدم خیلی به هیجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم خانم افتخار آشنایی میدید محل نذاشت من شوكه شدم ولی خودمو نباختم دوباره گفتم میتونم باهاتون دوست بشم برگشت وباخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نمیزدید؟ مگه چراغ سبز بهم نشون ندادید اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صدای لرزون ولی با فریاد گفت دیوونه من مریض ام , پلكم خودبخود میپره , حالیته یا بازم بگم!فقط ببخشید سکسی نبود میخواستم سایت ینواخت نشه!

دختر‌های حشری سکسی  (5)

دختر‌های حشری سکسی  (4)
سلام اسمم امیر علی من سال آخر دبیرستان بودم وخیلی آدم خجالتی تا به اون سن كه رسیده بودم نتوسته بودم دوستی برای خودم پیدا كنم ولی این اواخر تو راه مدرسه یه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسیری كه من میرفتم عبور می كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتی هم بود باهم بودند ولی خودش دختر زیبای بود ، جالب اینكه تا به من میرسیدند دوست اون دختره محل نمی گذاشت ولی خودش به من چشمك میزد من اوایل بی تفاوت بودم ولی بعدا” دیدم نمیشه بی تفاوت بود آخه چشمكزدن كار هر روزاش شده بود این اوخر گاهی وقت ها هم میخندید من كهتا اون روز آدم خجالتی بودم داشتم كم كم پر رو میشدم و دنبال موقعیتی بودم تا طرح دوستی بریزم یه روز گویی كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها دیدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوری باشه باید بهش پیشنهاد دوستی بدم خیلی به هیجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم خانم افتخار آشنایی میدید محل نذاشت من شوكه شدم ولی خودمو نباختم دوباره گفتم میتونم باهاتون دوست بشم برگشت وباخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نمیزدید؟ مگه چراغ سبز بهم نشون ندادید اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صدای لرزون ولی با فریاد گفت دیوونه من مریض ام , پلكم خودبخود میپره , حالیته یا بازم بگم!فقط ببخشید سکسی نبود میخواستم سایت ینواخت نشه!

دختر‌های حشری سکسی  (1) دختر‌های حشری سکسی  (6)

عکس‌های خفن سکسی

ن رضا هستم 7 ساله ازدواج کردم و دیوونه سکس هستم قراره کوتاه و مختصر اولیت سکسم رو براتون تعریف کنم . اونموقع تازه نامزد کرده بودیم نامزدم باسن سکسی و نرمی داشت گاهی دست مالیش میکردم ولی از ترس پرده هیچوقت بیشتر جلو نرفتم چون میدونستم اگه لختش کنم کتلش کنده است … خلاصه ما خود نگهداری می کردیم نگو خانوم نامزد هم اوضاعش بهتر از ما نیست و ما خبر نداریم . یه روز قرار بود عصر بریم بیرون اومد خونه ما کسی هم خونه نبود بعد یه چای و خوش و بش رفت جلوی آینه تا آماده رفتن بشه من آروم اومدم پشتش و همینجوری الکی گفتم عاشق کونتم … دیدم گفت مم عاشق کیرتم … من و گفتی چپ کردم … سینه هاش رو مالوندم و باز هم با اطمینان از جواب منفی اون گفتم میشه با عقبت سکس کنم … در کمال نا باوری گفت آره عزیزم نمیدونم به چه سرعتی ولی وقتی به خودم اومدم لختش کرده بودم و کیرم در کونش بود .. من ناشی یادم رفت لا اقل باید کمی خیسش کنم با فشار تمام بعد از حدود 5 ثانیه مقاومت کون کبر ما وارد شد و صدای جیغ اون بلند شد ولی دیگه فایده ای نداشت بعد 25 سال تازه داشتم یه سکس واقعی می کردم نشون به اون نشون که تا دو روز با من قهر کرد …. الان هم از یاد اوری اون روز نا راحت میشه ولی من

عکس‌های خفن سکسی  (3)

عکس‌های خفن سکسی  (2)
ن رضا هستم 7 ساله ازدواج کردم و دیوونه سکس هستم قراره کوتاه و مختصر اولیت سکسم رو براتون تعریف کنم . اونموقع تازه نامزد کرده بودیم نامزدم باسن سکسی و نرمی داشت گاهی دست مالیش میکردم ولی از ترس پرده هیچوقت بیشتر جلو نرفتم چون میدونستم اگه لختش کنم کتلش کنده است … خلاصه ما خود نگهداری می کردیم نگو خانوم نامزد هم اوضاعش بهتر از ما نیست و ما خبر نداریم . یه روز قرار بود عصر بریم بیرون اومد خونه ما کسی هم خونه نبود بعد یه چای و خوش و بش رفت جلوی آینه تا آماده رفتن بشه من آروم اومدم پشتش و همینجوری الکی گفتم عاشق کونتم … دیدم گفت مم عاشق کیرتم … من و گفتی چپ کردم … سینه هاش رو مالوندم و باز هم با اطمینان از جواب منفی اون گفتم میشه با عقبت سکس کنم … در کمال نا باوری گفت آره عزیزم نمیدونم به چه سرعتی ولی وقتی به خودم اومدم لختش کرده بودم و کیرم در کونش بود .. من ناشی یادم رفت لا اقل باید کمی خیسش کنم با فشار تمام بعد از حدود 5 ثانیه مقاومت کون کبر ما وارد شد و صدای جیغ اون بلند شد ولی دیگه فایده ای نداشت بعد 25 سال تازه داشتم یه سکس واقعی می کردم نشون به اون نشون که تا دو روز با من قهر کرد …. الان هم از یاد اوری اون روز نا راحت میشه ولی من

عکس‌های خفن سکسی  (5)

عکس‌های خفن سکسی  (4)
ن رضا هستم 7 ساله ازدواج کردم و دیوونه سکس هستم قراره کوتاه و مختصر اولیت سکسم رو براتون تعریف کنم . اونموقع تازه نامزد کرده بودیم نامزدم باسن سکسی و نرمی داشت گاهی دست مالیش میکردم ولی از ترس پرده هیچوقت بیشتر جلو نرفتم چون میدونستم اگه لختش کنم کتلش کنده است … خلاصه ما خود نگهداری می کردیم نگو خانوم نامزد هم اوضاعش بهتر از ما نیست و ما خبر نداریم . یه روز قرار بود عصر بریم بیرون اومد خونه ما کسی هم خونه نبود بعد یه چای و خوش و بش رفت جلوی آینه تا آماده رفتن بشه من آروم اومدم پشتش و همینجوری الکی گفتم عاشق کونتم … دیدم گفت مم عاشق کیرتم … من و گفتی چپ کردم … سینه هاش رو مالوندم و باز هم با اطمینان از جواب منفی اون گفتم میشه با عقبت سکس کنم … در کمال نا باوری گفت آره عزیزم نمیدونم به چه سرعتی ولی وقتی به خودم اومدم لختش کرده بودم و کیرم در کونش بود .. من ناشی یادم رفت لا اقل باید کمی خیسش کنم با فشار تمام بعد از حدود 5 ثانیه مقاومت کون کبر ما وارد شد و صدای جیغ اون بلند شد ولی دیگه فایده ای نداشت بعد 25 سال تازه داشتم یه سکس واقعی می کردم نشون به اون نشون که تا دو روز با من قهر کرد …. الان هم از یاد اوری اون روز نا راحت میشه ولی من

عکس‌های خفن سکسی  (1) عکس‌های خفن سکسی  (6)

عکس سکسی

سلام به همه میخوام داستان خودمو با دختر عمه کوچیکم براتون بذارم این داستان مال 3 ساله پیشه اون موقع اون 17 سالش بود و نامزد کرده بود و پرده نداشت منم 15 سالم بود خیلی رابطه ی خوبی باهم داشتیم شوخی های سکسی میکردیم لب میگرفتیم اب همدیگرو در میاوردیم از این جور چیزا تا این که با نامزدش دعواش شد و اومد خونه ی پدریش ما به همراه خانواده خونه ی اونا بودیم یکم باهم حرف زدیم و از اون شوخی ها که دستمو گرفت گفت بریم اتاق من اخه تولد یکی از فامیلاشون بود همه رفته بودن جز من دختر عمم و داداشش که تو اژانس کار میکرد و تا دیر وقت نمیومد خونه منم از خدا خواست باهاش رفتم .گفت لباساتو در بیار میخوام باهات حال کنم منم در اوردم و بعد من خودش در اورد من تا کوسشو دیدم کیرم مثل کیر خر بلند شد شروع کرد به خوردن کیرم منم کوسشو میخوردم که یه دفعه گقت پشو بکن تو کوسم که دارم اتیش میگیرم منم با شنیدن این حرف جا خوردم اولش ترسیدم که پرده داشته باشه یه چتن باری بهم گفت پرده ندارم بکن ولی من میترسیدم تا این که دستشو تفی کر و تا مچ کرد تو کوسش منم خیالم که راحت شد خوابیدم روش شروع کردم به کردن کوسش اولش اروم اروم میکرد تا این که سه بار ارضا شد و کل کیر خایه هام خیس شده بود منم حشریم زده بود بالا تلمبه زدنمو تن تر کردم تا این که میخواست ابم بیاد گفت بریز لای کوسم قرص خوردم منم همه ی ابمو ریختم تو اونم میگفت من گفتم بریز لای کوسم نه تو کوسم ولی بعدش خیلی باهم خندیدیم هی انگشتت میکردم اونم میخندید این بود داستان من دوس داشتیت نظر بدین ولی هیچی دروغ نبود اگه بود فحشم بدین.

عکس سکسی  (3)

عکس سکسی  (2)
سلام به همه میخوام داستان خودمو با دختر عمه کوچیکم براتون بذارم این داستان مال 3 ساله پیشه اون موقع اون 17 سالش بود و نامزد کرده بود و پرده نداشت منم 15 سالم بود خیلی رابطه ی خوبی باهم داشتیم شوخی های سکسی میکردیم لب میگرفتیم اب همدیگرو در میاوردیم از این جور چیزا تا این که با نامزدش دعواش شد و اومد خونه ی پدریش ما به همراه خانواده خونه ی اونا بودیم یکم باهم حرف زدیم و از اون شوخی ها که دستمو گرفت گفت بریم اتاق من اخه تولد یکی از فامیلاشون بود همه رفته بودن جز من دختر عمم و داداشش که تو اژانس کار میکرد و تا دیر وقت نمیومد خونه منم از خدا خواست باهاش رفتم .گفت لباساتو در بیار میخوام باهات حال کنم منم در اوردم و بعد من خودش در اورد من تا کوسشو دیدم کیرم مثل کیر خر بلند شد شروع کرد به خوردن کیرم منم کوسشو میخوردم که یه دفعه گقت پشو بکن تو کوسم که دارم اتیش میگیرم منم با شنیدن این حرف جا خوردم اولش ترسیدم که پرده داشته باشه یه چتن باری بهم گفت پرده ندارم بکن ولی من میترسیدم تا این که دستشو تفی کر و تا مچ کرد تو کوسش منم خیالم که راحت شد خوابیدم روش شروع کردم به کردن کوسش اولش اروم اروم میکرد تا این که سه بار ارضا شد و کل کیر خایه هام خیس شده بود منم حشریم زده بود بالا تلمبه زدنمو تن تر کردم تا این که میخواست ابم بیاد گفت بریز لای کوسم قرص خوردم منم همه ی ابمو ریختم تو اونم میگفت من گفتم بریز لای کوسم نه تو کوسم ولی بعدش خیلی باهم خندیدیم هی انگشتت میکردم اونم میخندید این بود داستان من دوس داشتیت نظر بدین ولی هیچی دروغ نبود اگه بود فحشم بدین.

عکس سکسی  (6)

عکس سکسی  (4)
سلام به همه میخوام داستان خودمو با دختر عمه کوچیکم براتون بذارم این داستان مال 3 ساله پیشه اون موقع اون 17 سالش بود و نامزد کرده بود و پرده نداشت منم 15 سالم بود خیلی رابطه ی خوبی باهم داشتیم شوخی های سکسی میکردیم لب میگرفتیم اب همدیگرو در میاوردیم از این جور چیزا تا این که با نامزدش دعواش شد و اومد خونه ی پدریش ما به همراه خانواده خونه ی اونا بودیم یکم باهم حرف زدیم و از اون شوخی ها که دستمو گرفت گفت بریم اتاق من اخه تولد یکی از فامیلاشون بود همه رفته بودن جز من دختر عمم و داداشش که تو اژانس کار میکرد و تا دیر وقت نمیومد خونه منم از خدا خواست باهاش رفتم .گفت لباساتو در بیار میخوام باهات حال کنم منم در اوردم و بعد من خودش در اورد من تا کوسشو دیدم کیرم مثل کیر خر بلند شد شروع کرد به خوردن کیرم منم کوسشو میخوردم که یه دفعه گقت پشو بکن تو کوسم که دارم اتیش میگیرم منم با شنیدن این حرف جا خوردم اولش ترسیدم که پرده داشته باشه یه چتن باری بهم گفت پرده ندارم بکن ولی من میترسیدم تا این که دستشو تفی کر و تا مچ کرد تو کوسش منم خیالم که راحت شد خوابیدم روش شروع کردم به کردن کوسش اولش اروم اروم میکرد تا این که سه بار ارضا شد و کل کیر خایه هام خیس شده بود منم حشریم زده بود بالا تلمبه زدنمو تن تر کردم تا این که میخواست ابم بیاد گفت بریز لای کوسم قرص خوردم منم همه ی ابمو ریختم تو اونم میگفت من گفتم بریز لای کوسم نه تو کوسم ولی بعدش خیلی باهم خندیدیم هی انگشتت میکردم اونم میخندید این بود داستان من دوس داشتیت نظر بدین ولی هیچی دروغ نبود اگه بود فحشم بدین.

عکس سکسی  (1) عکس سکسی  (5)

سکس با کیر سیاه

در خود تعقیراتی احساس میکردم گاهی شبها خواب میدیدم لذت وجودمو پر میکرد کم کم توجه ام به دخترا بیشتر میشد با دوستام حرفهای سکسی میزدیم یا عکس سکسی کسی پیدا میکرد میدیدیم تحریک میشدم تو خونه تنها بودم یا تو حمام یاد حرفا و عکسا می افتادم التم سفت میشد احساس خوبی داشتم یه بار یکی از دوستام گفت من وقتی ایجوری میشم التمو میمالم خیلی کیف داره منم تو حمام این کارو کردم خوشم اومد ادامه دادم هر فرصتی پیش میومد این کارو میکردم اوایل سوزش داشت ولی بعد مدتی مایعی از التم خارج میشد .هر وقت دوستی تو خونه تنها بود جمع میشدیم دور هم تو سرو کله هم میزدیم شوخی میکردیم خرف میزدیم از جمله حرفای سکسی گاهی به شوخی هم دیگه رو میمالیدیم یه شب خونه یکی از بچها بودیم اون شب تنها بود اصرار کرد بمونیم همه رفتن جز منو اونو یکی دیگه کلی از دخترا حرف زدیم واز سکس بد جوری شهوتی شده بودیم دوستم گفت ادای زنو شوهرارو در بیاریم قرار شد نوبتی یکی زن بشه اول نوبت من شد دراز کشیدم دوستم خوابید رو من شرو کرد یم به مالیدن هم گفت لباسمونو در بیاریم حسابی حشری بودیم لخت شدیم قرار شد فقط بمالیم د یگه حالیمون نبود به خودمون اومدیم لخت لخت بودیم دو تای افتاده بودن به جون من یکی از جلو بغلم کرده بود یکی از پشت غرق شهوت بودم ناگهان سوزشی وجودمو گرفت میخواستم فرار کنم ولی دو تایی محکم منو گرفته بودن کم کم اروم شدم فهمیدم چی شده گفتن بدش تو مارو بکن چیزی نگفتم خوشم اومده بود دو تایی تا صبح کردن ولی هرگز به من ندادن.

سکس با کیر سیاه  (3)

سکس با کیر سیاه  (2)
در خود تعقیراتی احساس میکردم گاهی شبها خواب میدیدم لذت وجودمو پر میکرد کم کم توجه ام به دخترا بیشتر میشد با دوستام حرفهای سکسی میزدیم یا عکس سکسی کسی پیدا میکرد میدیدیم تحریک میشدم تو خونه تنها بودم یا تو حمام یاد حرفا و عکسا می افتادم التم سفت میشد احساس خوبی داشتم یه بار یکی از دوستام گفت من وقتی ایجوری میشم التمو میمالم خیلی کیف داره منم تو حمام این کارو کردم خوشم اومد ادامه دادم هر فرصتی پیش میومد این کارو میکردم اوایل سوزش داشت ولی بعد مدتی مایعی از التم خارج میشد .هر وقت دوستی تو خونه تنها بود جمع میشدیم دور هم تو سرو کله هم میزدیم شوخی میکردیم خرف میزدیم از جمله حرفای سکسی گاهی به شوخی هم دیگه رو میمالیدیم یه شب خونه یکی از بچها بودیم اون شب تنها بود اصرار کرد بمونیم همه رفتن جز منو اونو یکی دیگه کلی از دخترا حرف زدیم واز سکس بد جوری شهوتی شده بودیم دوستم گفت ادای زنو شوهرارو در بیاریم قرار شد نوبتی یکی زن بشه اول نوبت من شد دراز کشیدم دوستم خوابید رو من شرو کرد یم به مالیدن هم گفت لباسمونو در بیاریم حسابی حشری بودیم لخت شدیم قرار شد فقط بمالیم د یگه حالیمون نبود به خودمون اومدیم لخت لخت بودیم دو تای افتاده بودن به جون من یکی از جلو بغلم کرده بود یکی از پشت غرق شهوت بودم ناگهان سوزشی وجودمو گرفت میخواستم فرار کنم ولی دو تایی محکم منو گرفته بودن کم کم اروم شدم فهمیدم چی شده گفتن بدش تو مارو بکن چیزی نگفتم خوشم اومده بود دو تایی تا صبح کردن ولی هرگز به من ندادن.

سکس با کیر سیاه  (4)

سکس با کیر سیاه  (5)
در خود تعقیراتی احساس میکردم گاهی شبها خواب میدیدم لذت وجودمو پر میکرد کم کم توجه ام به دخترا بیشتر میشد با دوستام حرفهای سکسی میزدیم یا عکس سکسی کسی پیدا میکرد میدیدیم تحریک میشدم تو خونه تنها بودم یا تو حمام یاد حرفا و عکسا می افتادم التم سفت میشد احساس خوبی داشتم یه بار یکی از دوستام گفت من وقتی ایجوری میشم التمو میمالم خیلی کیف داره منم تو حمام این کارو کردم خوشم اومد ادامه دادم هر فرصتی پیش میومد این کارو میکردم اوایل سوزش داشت ولی بعد مدتی مایعی از التم خارج میشد .هر وقت دوستی تو خونه تنها بود جمع میشدیم دور هم تو سرو کله هم میزدیم شوخی میکردیم خرف میزدیم از جمله حرفای سکسی گاهی به شوخی هم دیگه رو میمالیدیم یه شب خونه یکی از بچها بودیم اون شب تنها بود اصرار کرد بمونیم همه رفتن جز منو اونو یکی دیگه کلی از دخترا حرف زدیم واز سکس بد جوری شهوتی شده بودیم دوستم گفت ادای زنو شوهرارو در بیاریم قرار شد نوبتی یکی زن بشه اول نوبت من شد دراز کشیدم دوستم خوابید رو من شرو کرد یم به مالیدن هم گفت لباسمونو در بیاریم حسابی حشری بودیم لخت شدیم قرار شد فقط بمالیم د یگه حالیمون نبود به خودمون اومدیم لخت لخت بودیم دو تای افتاده بودن به جون من یکی از جلو بغلم کرده بود یکی از پشت غرق شهوت بودم ناگهان سوزشی وجودمو گرفت میخواستم فرار کنم ولی دو تایی محکم منو گرفته بودن کم کم اروم شدم فهمیدم چی شده گفتن بدش تو مارو بکن چیزی نگفتم خوشم اومده بود دو تایی تا صبح کردن ولی هرگز به من ندادن.

سکس با کیر سیاه  (1) سکس با کیر سیاه  (6)

سکسی‌ترین عکس ها

سلام به همه ميخوام داستان سكس خودم با آتوسا رو تعريف كنم.من اسمم عرفان 24 سالمه يه پرايد دارم تو آژانس كار ميكنم پنج شنبه شب بود كه داشتم ميرفتم به خونه داخل كوچمون كه رسيدم ديدم يكي از بسيجى ها گير داده به يه دختره ميگه روسريتو درست كن …منتظر شدم تا رفت منم رفتم پيشش گفتم چى شده خانومى ميتونم كمكتون كنم گفت نه برو بابا گفتم عزيزم اين موقع شب خطر داره اينجا پره خلاف كاره گفت چيكار كنم گفتم من ماشين دارم ميخواى تا يه جا برسونمت گفت آخه زحمت مشه رفتيم سوار شديم يه چرخي زديم گفتم بريم قليون بكشيم . كجا؟ خونمون بريم .باشه رسيديم خونه منم سريع يه قليون چاق كردمو اوردم شروع كرد به كشيدن قرمز شده بود گفت چقدر گرمم شد مانتو شو باز كرد يهو پستوناش زد بيرون منم سريع لباسمو درآوردم رفتم پيشش شروع كردم لب گرفتن اونم كير منو داشت ميمالوند كمربندمو باز كردكيرمو كرد دهنش شروع كرد به ساك زدن برگشت كونشو طرف من كرد گفت بكن توش يه تف زدم به كونش اروم كردم توش چقدر تنگ بود واى آبم ريختم توش

سکسی‌ترین عکس ها  (3)

سکسی‌ترین عکس ها  (2)
سلام به همه ميخوام داستان سكس خودم با آتوسا رو تعريف كنم.من اسمم عرفان 24 سالمه يه پرايد دارم تو آژانس كار ميكنم پنج شنبه شب بود كه داشتم ميرفتم به خونه داخل كوچمون كه رسيدم ديدم يكي از بسيجى ها گير داده به يه دختره ميگه روسريتو درست كن …منتظر شدم تا رفت منم رفتم پيشش گفتم چى شده خانومى ميتونم كمكتون كنم گفت نه برو بابا گفتم عزيزم اين موقع شب خطر داره اينجا پره خلاف كاره گفت چيكار كنم گفتم من ماشين دارم ميخواى تا يه جا برسونمت گفت آخه زحمت مشه رفتيم سوار شديم يه چرخي زديم گفتم بريم قليون بكشيم . كجا؟ خونمون بريم .باشه رسيديم خونه منم سريع يه قليون چاق كردمو اوردم شروع كرد به كشيدن قرمز شده بود گفت چقدر گرمم شد مانتو شو باز كرد يهو پستوناش زد بيرون منم سريع لباسمو درآوردم رفتم پيشش شروع كردم لب گرفتن اونم كير منو داشت ميمالوند كمربندمو باز كردكيرمو كرد دهنش شروع كرد به ساك زدن برگشت كونشو طرف من كرد گفت بكن توش يه تف زدم به كونش اروم كردم توش چقدر تنگ بود واى آبم ريختم توش

سکسی‌ترین عکس ها  (5)

سکسی‌ترین عکس ها  (4)
سلام به همه ميخوام داستان سكس خودم با آتوسا رو تعريف كنم.من اسمم عرفان 24 سالمه يه پرايد دارم تو آژانس كار ميكنم پنج شنبه شب بود كه داشتم ميرفتم به خونه داخل كوچمون كه رسيدم ديدم يكي از بسيجى ها گير داده به يه دختره ميگه روسريتو درست كن …منتظر شدم تا رفت منم رفتم پيشش گفتم چى شده خانومى ميتونم كمكتون كنم گفت نه برو بابا گفتم عزيزم اين موقع شب خطر داره اينجا پره خلاف كاره گفت چيكار كنم گفتم من ماشين دارم ميخواى تا يه جا برسونمت گفت آخه زحمت مشه رفتيم سوار شديم يه چرخي زديم گفتم بريم قليون بكشيم . كجا؟ خونمون بريم .باشه رسيديم خونه منم سريع يه قليون چاق كردمو اوردم شروع كرد به كشيدن قرمز شده بود گفت چقدر گرمم شد مانتو شو باز كرد يهو پستوناش زد بيرون منم سريع لباسمو درآوردم رفتم پيشش شروع كردم لب گرفتن اونم كير منو داشت ميمالوند كمربندمو باز كردكيرمو كرد دهنش شروع كرد به ساك زدن برگشت كونشو طرف من كرد گفت بكن توش يه تف زدم به كونش اروم كردم توش چقدر تنگ بود واى آبم ريختم توش

سکسی‌ترین عکس ها  (1) سکسی‌ترین عکس ها  (6)

سکس با دختر حشری

سلام من سمیرا هستم.37سالمه…توی فامیل شوهرم خیلی به من پیشنهاد سکس میشد اما من رد میکردم چون همه ی اونا پسرای جووون بودن…ولی یکبار طاقتم سر اومد از بس که شهوت داشتم …یکی از همون پسرای جوون رو بهشون زنگ زدم و دعوتش کردم به مغازه خودم…اون اومد …18سالش بود و خیلی خوشگل بود…اول نمیخواستم بهش بگم ولی بعد شروع کردم بهش دست بزنم کم کم ریموت مغازه رو زدم و بردمش طبقه بالای مغازم …اونجا منو لخت کرد منم اونو لخت کردم اول یکم ازم لب گرفت و بعدش سینه هامو خورد…من خودم رفتم لایه پاش و کیرشو گذاشتم دهنم خیلی کیره درازی داشت….اول من ساک میزدم و اون لذت میبرد کم کم یک دستشو گذاشت رو سرم و اون دستشو گذاشت زیر چانم و شروع کرد تندو تند تو دهنم تلمبه بزنه که یکدفعه آبش اومد و ریخت توی صورتم…بعدش من فکر کردم کهدیگه بیخیال شده ولی اون پاشد و گذاشت توی کسمو هی تلمبه میزد و منو میخورد تقریبا تمام تنمخیس لیس های اون شده بود از سینم گرفته تا شکمم و زیر بغلمو .بزور منو پشت کرد و گذاشت تو کونم همش توی کونم بود منم از لذت چشامو بسته بودم اونم هی بهم فوش می داد یکم دیگه که تلمبه زد آّبش اومدو ریخت توی سرم و گردنم بعد 30دقیقه پاشدو من و خودشو تمیز کردو قرار شد من فرداشبش برم خونشون تا با پسرعموش حسابمو برسن. یدوارم که خوشتنون اومده باشه.

سکس با دختر حشری  (3)

سکس با دختر حشری  (2)
سلام من سمیرا هستم.37سالمه…توی فامیل شوهرم خیلی به من پیشنهاد سکس میشد اما من رد میکردم چون همه ی اونا پسرای جووون بودن…ولی یکبار طاقتم سر اومد از بس که شهوت داشتم …یکی از همون پسرای جوون رو بهشون زنگ زدم و دعوتش کردم به مغازه خودم…اون اومد …18سالش بود و خیلی خوشگل بود…اول نمیخواستم بهش بگم ولی بعد شروع کردم بهش دست بزنم کم کم ریموت مغازه رو زدم و بردمش طبقه بالای مغازم …اونجا منو لخت کرد منم اونو لخت کردم اول یکم ازم لب گرفت و بعدش سینه هامو خورد…من خودم رفتم لایه پاش و کیرشو گذاشتم دهنم خیلی کیره درازی داشت….اول من ساک میزدم و اون لذت میبرد کم کم یک دستشو گذاشت رو سرم و اون دستشو گذاشت زیر چانم و شروع کرد تندو تند تو دهنم تلمبه بزنه که یکدفعه آبش اومد و ریخت توی صورتم…بعدش من فکر کردم کهدیگه بیخیال شده ولی اون پاشد و گذاشت توی کسمو هی تلمبه میزد و منو میخورد تقریبا تمام تنمخیس لیس های اون شده بود از سینم گرفته تا شکمم و زیر بغلمو .بزور منو پشت کرد و گذاشت تو کونم همش توی کونم بود منم از لذت چشامو بسته بودم اونم هی بهم فوش می داد یکم دیگه که تلمبه زد آّبش اومدو ریخت توی سرم و گردنم بعد 30دقیقه پاشدو من و خودشو تمیز کردو قرار شد من فرداشبش برم خونشون تا با پسرعموش حسابمو برسن. یدوارم که خوشتنون اومده باشه.

سکس با دختر حشری  (5)

سکس با دختر حشری  (4)
سلام من سمیرا هستم.37سالمه…توی فامیل شوهرم خیلی به من پیشنهاد سکس میشد اما من رد میکردم چون همه ی اونا پسرای جووون بودن…ولی یکبار طاقتم سر اومد از بس که شهوت داشتم …یکی از همون پسرای جوون رو بهشون زنگ زدم و دعوتش کردم به مغازه خودم…اون اومد …18سالش بود و خیلی خوشگل بود…اول نمیخواستم بهش بگم ولی بعد شروع کردم بهش دست بزنم کم کم ریموت مغازه رو زدم و بردمش طبقه بالای مغازم …اونجا منو لخت کرد منم اونو لخت کردم اول یکم ازم لب گرفت و بعدش سینه هامو خورد…من خودم رفتم لایه پاش و کیرشو گذاشتم دهنم خیلی کیره درازی داشت….اول من ساک میزدم و اون لذت میبرد کم کم یک دستشو گذاشت رو سرم و اون دستشو گذاشت زیر چانم و شروع کرد تندو تند تو دهنم تلمبه بزنه که یکدفعه آبش اومد و ریخت توی صورتم…بعدش من فکر کردم کهدیگه بیخیال شده ولی اون پاشد و گذاشت توی کسمو هی تلمبه میزد و منو میخورد تقریبا تمام تنمخیس لیس های اون شده بود از سینم گرفته تا شکمم و زیر بغلمو .بزور منو پشت کرد و گذاشت تو کونم همش توی کونم بود منم از لذت چشامو بسته بودم اونم هی بهم فوش می داد یکم دیگه که تلمبه زد آّبش اومدو ریخت توی سرم و گردنم بعد 30دقیقه پاشدو من و خودشو تمیز کردو قرار شد من فرداشبش برم خونشون تا با پسرعموش حسابمو برسن. یدوارم که خوشتنون اومده باشه.

سکس با دختر حشری  (1) سکس با دختر حشری  (6)